تبليغاتX
نو بهار
نو بهار
كي و كجا رها خواهم شد ؟
قالب وبلاگ
ای مردم ما در زمانه ی پر عناد و بد کینه گرفتار شده ایم

انسان نیکدل و پاکدامن را در این روزگار بد می شمرند وستمکاره در این عصر بر تندباد غرور ونخوتش میافزاید.

آنچه  میدانیم  سودمان نمی بخشد و آنچه  نمی دانیم  نمی پرسیم واز بدبختی کوبنده ای که فرامی رسد  بیم نداریم  تا آنگاه که برسرمان فرود آید .

 مردم بر چهار گروهند:

یکی آنکه از پلیدکاری وفساد در زمین باز نمی ایست مگر هنگامی که جانش ناتوان گردد وتیغش کند ودستش تهی.

دیگری آنکه شمشیر را برکشیده وآتش شرارتش را برافروخته وسواره وپیاده را بسیج کرده؛ خود را فروخته وایمانش را باخته است تا ثروت خلق را به غارت برد یا برسر سپاهی فرمان راند ویا برسر منبری بالا رود .

چه بد سودائی است که دنیای پست را بهای خویشتن خویش بینی وآنرا در ازای آنچه نزد خدا داری بگیری .

دیگری با کار دین در طلب دنیاست ونهبا کار دنیا در طلب دین ، آرامش و وقار به خود می دهد وقدمهایش را آهسته ونزدیک بهم برمیدارد ودامن ردایش را به پرهیزکاری فرا می چیند وخود را به درست کاری می آراید و پوشش خدا را پناه پلیدکاری ومعصیت خدا میگیرد(در زیر خرقه ی توحید بت پنهان دارد وصراحی میکشد پنهان و مردم دفتر انگارند)

وچهارمین ، کسی ک از عجز خویش ، از دست یافتن به قدرت درمانده است واز بیچارگی خویش به بیچارگی خو کرده وضعف وفقر وذلت زندگی خویش تن داده است ، آنگاه به نام قناعت خود را آرایش می دهد وجامه ی پارسایی خود را زینت می بخشد ودر حالیکه ، نه در خانه ، نه در بیرون ، نه در دل ونه در زندگی مرد این کار نیست

در این روز گار تنها تک مردانی باقی مانده اند که یاد روز بازگشت چشمانشان را فرو بسته وحول محشر اشکهایشان را جاری کرده است .اینان از معرکه ی اجتماع رانده شده اند ، بیمناک وبیکس لب دوخته وخاموش ، دعوت کننده ی پاک دل وسوگوار ودردمند در عصر ارعاب وکشتار تقیه گمنامشان کرده ویادهاشان برده وخواری وبی چارگی فراشان گرفته است. در دریای تلخی وشور بختی غوطه می خورند ودهانشان بسته ودلشان مجروح ، پند دادند وار پا افتادند ودر راه آگاهی وهدایت خلق کوشیدند وخسته ودل شکسته گشتند وشکست خوردند ودر توان کم  شدند . کشته شدند و باز در شمار کم شدند.

پس ای شما ! اینچنین باید در چشمتان از تفاله ی درختی که دباغان از آن رنگ گرفته اند و از ریزه هائی که از مقراض پشم چینان به خاک ریخته است حقیرتر آید.

پیش از آنکه نسل های آینده از سرنوشت شما عبرت گیرند ، شما از روز گار پریشان پیشینیان تان عبرت گیرید .

این زندگی پست وزبونی را که بدان چسبیده اید رها کنید وآزاد شوید که سخت بی بها وبد نهاد است ، که او دنیا پرستانی را که پیش از شما به او دل بسته  بودند وبه او عشق می ورزیدند رها کرد!!!

نهج البلاغه خطبه 32

[ شنبه بیست و ششم فروردین 1391 ] [ 22:43 ] [ میرباقری ] [ ]


وصیت نامه اول

( بسم الله الرحمن الرحیم )
همسرم ! راه خدا را انتخاب کن که جز این راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد
. . . ملیحه جان همانطوری که میدانی احترام مادر واجب است . اگر انسان کوچکترین ناراحتی داشته باشد اولین کسی که سخت ناراحت می شود مادراست که همیشه به فکر فرزند یعنی جگرگوشه اش می باشد. . .
. . . ملیحه جان اگر مثلا نیم ساعتی فکر کردی راجع به موضوعی هرگز به تنهایی فکر نکن حتما از قرآن مجید و سخنان پیامبران - امامان استفاده کن و کمک بگیر- نترس هر چه می خواهی بگو. البته درباره هر چیزی اول فکر کن . هر چه که بخواهی در قرآن مجید هست مبادا ناراحت باشی همه چیز درست می شه ولی من می خواهم که همیشه خوب فکر کنی . مثلا وقتی یک نفر به تو حرفی می زند زود ناراحت نشو درباره اش فکر کن ببین آیا واقعا این حرف درسته یا نه . البته بوسیله ایمانی که به خدا داری.
ملیحه جان به خدا قسم مسلمان بودن تنها فقط به نماز و روزه نیست البته انسان باید نماز بخواند و روزه هم بگیرد . اما برگردیم سرحرف اول اگر دوستت تو را ناراحت کرد بعد پشیمان شد و به تو سلام کرد و از تو کمک خواست حتما به او کمک کن . تا میتونی به دوستانت کمک کن و به هر کسی که می شناسی و یا نمی شناسی خوبی کن. نگذار کسی از تو ناراحت بشه و برنجه.
هر کسی که به تو بدی می کند حتما از او کناره بگیر و اگر روزی از کار خودش پشیمون شد از او ناراحت نشو. هرگز بخاطر مال دنیا از کسی ناراحت نشو.
ملیحه جون در این دنیا فقط پاکی، صداقت ،ایمان ، محبت به مردم ، جان دادن در راه وطن ، عبادت باقی می ماند. تا می تونی به مردم کمک کن . حجاب ، حجاب را خیلی زیاد رعایت کن . اگه شده نان خشک بخور ولی دوستت ، فامیلت را که چیزی نداره، کسی که بیچاره است او را از بدبختی نجات بده. تا میتونی خیلی خیلی عمیق درباره چیزی فکر کن. همیشه سنگین باش. زود از کسی ناراحت نشو از او بپرس که مثلا چرا اینکار را کردی و بعد درباره آن فکر کن و تصمیم بگیر. . .
. . . ملیحه به خدا قسم به فکر تو هستم ولی می گویم شاید من مردم باید ملیحه ام همیشه خوشبخت باشد . هرگز اشتباه فکر نکند . همیشه فقط راه خدا را انتخاب بکند . چون جز این راه راه دیگری برای خوشبختی وجود ندارد .
ملیحه باید مجددا قول بدهی که همیشه با حجاب باشی . همیشه با ایمان باشی . همیشه به مردم کمک کنی . به همه محبت کنی . در جوانی پاک بودن شیوه پیغمبری است و راه خداست . . .
. . . اگه می خواهی عباس همیشه خوشحال باشد باید به حرفهایم گوش کنی . ملیحه هرچقدر میتونی درس بخون . درس بخون درس بخون . خوب فکر کن . به مردم کمک کن . کمک کن خوب قضاوت کن . همیشه از خدا کمک بخواه . حتما نماز بخون . راه خدا را هرگز فراموش نکن . . .
. . . همیشه بخاطرت این کلمات بسیار شیرین و پر ارزش را بسپار « کسی که به پدر و مادرش احترام بگذارد ، یعنی طوری با آنها رفتار کند که رضایت آنها را جلب نماید ، همیشه پیش خداوند عزیز بوده و در زندگی خوشبخت خواهد بود . . .
ملیحه مهربانم هروقت نماز میخونی برام دعا کن .

وصیت نامه دوم

بسم الله الرحمن الرحيم
انا لله و انا اليه راجعون
خدايا ، خدايا ، تو را به جان مهدي (عج) تا انقلاب مهدي (عج) خميني را نگهدار . به خدا قسم من از شهدا و خانواده شهدا خجالت مي کشم وصيت نامه بنويسم . حال سخنانم را براي خدا در چند جمله انشاالله خلاصه مي کنم .
خدايا مرگ مرا و فرزندان و همسرم را شهادت قرار بده .
خدايا ، همسر و فرزندانم را به تو مي سپارم .
خدايا ، در اين دنيا چيزي ندارم ، هرچه هست از آن توست .
پدر و مادر عزيزم ، ما خيلي به اين انقلاب بدهکاريم .
عباس بابايي
22/4/61
21 ماه مبارک رمضان
منبع: http://www.sajed.ir<


[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 21:16 ] [ میرباقری ] [ ]
علامه طباطبایی در پاسخ به جوان گناهکار چه گفت؟


جوانی 22 ساله در سال 55 نامه ای به علامه طباطبایی نوشته و از او راه حلی برای بیرون آمدن از گناه خواسته که علامه نیز به نامه او پاسخ داده است.



ادامه مطلب
[ جمعه بیست و هشتم بهمن 1390 ] [ 21:12 ] [ میرباقری ] [ ]

هرچه بینا چشم ، رنج آشنایی بیشتر

هر چه سوزان عشق ، درد بی وفایی بیشتر

هر چه جان کاهیده تر، نزدیکتر پایان عمر

 هرچه دل رنجیده تر ،  سوز جدایی بیشتر

هر چه صاحبدل فزون ،برگشته اقبالی فزون

هرچه سر آزاده تر ، افتاده پایی بیشتر

هر چه دل رنجیده تر زندان هستی تنگتر

هر چه تن شایسته تر شوق رهایی بیشتر

هر چه دانش بیشتر وامانده تر در زندگی

هرچه کمتر فهم کبر وخودنمایی بیشتر

هر چه بازار دیانت گرم ، دلها سرد تر

هر چه زاهد بیشتر دور از خدایی بیشتر

هر چه تن در رنج وزحمت ، نامیدی عاقبت

هر چه با یاران وفا ، بی اعتنایی بیشتر

              معینی کرمانشاهی

 

[ چهارشنبه بیست و ششم بهمن 1390 ] [ 23:16 ] [ میرباقری ] [ ]
روزی سقراط ، حکیم معروف یونانی، مردی را دید که خیلی ناراحت و متاثراست. علت ناراحتیش را پرسید ،پاسخ داد:"در راه که می آمدم یکی از آشنایان را دیدم.سلام کردم جواب نداد و با بی اعتنایی و خودخواهی گذ شت و رفت و من از این طرز رفتار او خیلی رنجیدم." سقراط گفت:"چرا رنجیدی؟" مرد با تعجب گفت :"خب معلوم است، چنین رفتاری ناراحت کننده است." سقراط پرسید:"اگر در راه کسی را می دیدی که به زمین افتاده و از درد وبیماری به خود می پیچد، آیا از دست او دلخور و رنجیده می شدی؟" مرد گفت:"مسلم است که هرگز دلخور نمی شدم.آدم که از بیمار بودن کسی دلخور نمی شود." سقراط پرسید:"به جای دلخوری چه احساسی می یافتی و چه می کردی؟" مرد جواب داد:"احساس دلسوزی و شفقت و سعی می کردم طبیب یا دارویی به او برسانم." سقراط گفت:"همه ی این کارها را به خاطر آن می کردی که او را بیمار می دانستی،آیا انسان تنها جسمش بیمار می شود؟ و آیا کسی که رفتارش نادرست است،روانش بیمار نیست؟ اگر کسی فکر و روانش سالم باشد،هرگز رفتار بدی از او دیده نمی شود؟ بیماری فکر و روان نامش "غفلت" است و باید به جای دلخوری و رنجش ،نسبت به کسی که بدی می کند و غافل است،دل سوزاند و کمک کرد و به او طبیب روح و داروی جان رساند.

پس از دست هیچکس دلخور مشو و کینه به دل مگیر و آرامش خود را هرگز از دست مده و بدان که هر وقت کسی بدی می کند، در آن لحظه بیمار است.

[ دوشنبه بیست و چهارم بهمن 1390 ] [ 23:2 ] [ میرباقری ] [ ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

--------------------------------------------------------------------------------

"شاید من فلسفه دوست داشته باشم
شاید من نقاشی دوست داشته باشم
یا شاید بخواهم یک فوتبالیست یا ورزشکار بشوم
یا یک شاعر یا ... هر چیز خوب دیگر
اما این مهم نیست که من چه میخواهم
مهم اینست که مردم من چه میخواهند ,وبه چه چیز نیاز دازند ,
اگر به پزشک نیاز دارند , باید پزشک بشوم
اگر به معلم نیاز دارند , باید معلم بشوم
اگر ..."
چت باکس


بک لینک طراحی سایت